قیمت سکه و ارز
۱۳۹۲/۰۳/۰۴ - ۰۹:۵۹
نقد سینمایی/

پدر؛نقطه ای گم شده در فیلمنامه های سینمایی ایران

سینمای ایران بر عکس تصویر پر رنگی که از چهره مادران سرزمین خود در قواره ها و تصاویر متکثری نشان می دهد در نشان دادن تصویر پدر بسیار فقیر و عقیم به نظر می رسد.

پدر؛نقطه ای گم شده در فیلمنامه های سینمایی ایران

 

«سراج24»-گروه فرهنگی: سینمای ایران بر عکس تصویر پر رنگی که از چهره مادران سرزمین خود در قواره ها و تصاویر متکثری نشان می دهد در نشان دادن تصویر پدر بسیار فقیر و عقیم به نظر می رسد. تصاویر پدران سینمای ایران هر چند در آثار متعددی وجود دارد ولی بزرگترین ایرادش از آنجایی نشات می گیرد که چهره پدر در سینمای ایران چهره ای ماندگار به حساب نمی آید.
 
 شاید زنان در تاریخ اجتماعی ما ازموقعیت شکننده‌تر و مظلوم‌تری نسبت به مردان برخوردار باشند و یا حتی در یک تحلیل روانشناسانه نقش مادرانه دشوارتر و پیچیده‌تر از نقش پدران است اما دست کم در حوزه تصویر و دنیای نمایش «پدر» حضور کمرنگ‌تر و به لحاظ دراماتیک ضعیف‌تری داشته است.
 
 
 
اگر به حافظه تصویری خود رجوع کنید شاید کمتر تصویر پدر را در آثار نمایشی به یاد بیاورید که در ذهن‌ها ماندگار شده باشد اما دست کم یکی دو نمونه از مادران سینمایی ـ تلویزیونی را می‌توانید به یاد آورید.
 
 
 
به‌طور کلی، تصویر مادر درسینما به عنوان نماد مهرورزی و عاطفه و پدر به عنوان نماد اقتدار و فداکاری بوده است. مادر جایگاهی احساسی و پدر مقامی حماسی داشته است، اما این تصویر بویژه درباره پدر مدام در حال مخدوش شدن است و به دلیل فقدان بار ارزشی هم‌وزن مادر در معرض تهدید و تزلزل قرار می‌گیرد.
 
 
 
در گذشته پدر مرجع حل مشکلات و پشتوانه خانواده محسوب می‌شد که نمادی از صبر و استقامت بود، اما امروز به فردی ضعیف و عصبی تبدیل شده که مشکلات و دشواری‌های زندگی او را از پای درآورده است و به نوعی درماندگی و استیصال رسیده است. البته این اتفاقی نیست که در قاب تصویر افتاده باشد، بلکه بازتاب یک واقعیت اجتماعی است.
 
 
 
با این حال، سینما و تلویزیون ما نتوانسته است موقعیت و نقش پدر را آن‌گونه که هست و البته در طبقات اجتماعی و اقتصادی مختلف هم متفاوت است، بدرستی بازنمایی کند.
 
 
 
کاراکتر پدر در سینمای ایران با توجه به جایگاهی که این شخصیت در فرهنگ و جامعه ایرانی دارد، کمتر توانسته درگیر اوج و فرود و تحولی تدریجی و نمادین شود و بیشتر به تصویری تخت و کلیشه‌ای بسنده است.
 
 
 
مروری بر حضور کاراکتر پدر در فیلم‌های سینمای ایران به بهانه فرا رسیدن روز پدر لازم به نظر می‌آید. اما با کمی تأمل همین رویکرد می‌تواند زمینه‌ساز نگاهی تحلیلی بر حضور پدران سینمای ایران باشد.
 
 
 
واقعیت این است که حضور پدر در سینمای ایران و روند این حضور اوج و فرودی خاص و ویژه همچون حضور متکامل مادر نداشته است. با روندی که کاراکتر مادر در سینمای پس از انقلاب در پیش گرفت توانست از کلیشه مادر فداکار، همیشه نگران و در حال آشپزی و رخت شستن فاصله بگیرد و بدل به بازتابی از حضور خود در گیر و دار تحولات جامعه باشد.
 
 
 
اما کاراکتر پدر با توجه به جایگاهی که این شخصیت در فرهنگ و جامعه ایرانی دارد کمتر توانسته درگیر اوج و فرود و تحولی تدریجی شود و آنچه از حضور پدر در فیلم‌های سینمایی ایرانی ثبت شده بیش از هر چیز به کلیشه پدر ایرانی درگیر برای چرخاندن اقتصاد خانواده با چاشنی زمختی و بی‌توجه به مسائل حسی بوده است.
 
 
 
البته در این میان چند کارگردان با چند فیلم خاص وجود دارد که توانسته‌اند زوایایی پنهان از این کاراکتر را با تعاریفی ویژه ثبت کنند که در میان خیل پدران کلیشه‌ای اهمیت خاص خود را دارند. مجید مجیدی، ابراهیم حاتمی‌کیا و رخشان بنی‌اعتماد از جمله فیلمسازانی هستند که کاراکتر پدر در برخی آثارشان حضوری نمادین و تأثیرگذار داشته که این وجه بیش از هر چیز از زاویه دید خاص آنها می‌آید.
 
 
 
 
 
پدر ؛ پشت ستاره حلبی اش قلبی از طلا است
 
«پدر» مجید مجیدی در سال 1374 ساخته شده است. آنچه شخصیت پدر در این فیلم را ویژه می‌کند نگاهی است که مجیدی به این کاراکتر با بازتعریف ناپدری دارد. در واقع این حضور وقتی برجسته می‌شود که در فیلم تلاش شده با تکیه بر سابقه ذهنی مخاطب از ناپدری، تعریف اولیه شخصیت را آغاز کند و در ادامه در مسیری هوشمندانه این دیدگاه را متحول کند.
 
 
 
تصویری که مجیدی در ابتدا از ناپدری ارائه می‌دهد به عنوان مردی متجاوز به حریم خانه و خانواده از نگاه نوجوان است که به گونه‌ای مادر و خواهر را تحت حمایت خود قرار داده و در واقع بخش مردانه این نوجوان را که در حال شکلگیری است به نوعی نفی می‌کند. اما در ادامه روند ماجرا به گونه‌ای چیده می‌شود که ذهنیت منفی وی و سابقه ذهنی مخاطب دچار تحول شود.
 
 
 
موقعیت نمایشی آشنا همجواری اجباری دو شخصیت که نیازهای دراماتیک متضاد دارند، در فیلم "پدر" کمک کرده تا وجوه انسانی و ناپیدای پدر این بار با رنگامیزی خاص ناپدری برجسته شود. این رنگامیزی بیشتر از این وجه اهمیت دارد که ویژگی‌های عام پدرانه چون تکیه‌گاه مادی و معنوی و ... را به عنوان تعاریف بالقوه پدر مطرح نمی‌کند و این گونه است که این وجوه مثبت رنگامیزی باورپذیر و جذاب در کاراکتر ایجاد می‌کنند.
 
 
 
 
 
«رنگ خدا»؛ فداکاری پدر یک روشندل
 
 
 
«رنگ خدا» ساخته مجید مجیدی در سال 1376 است. آنچه می‌تواند کاراکتر پدر را در این فیلم برجسته و متمایز کند، نگاه مجیدی در ترسیم موقعیت خاص اوست. موقعیتی که موجب می‌شود او چندان مطابق الگو و کلیشه قابل انتظار خود حرکت نکند و از یک پدر تخت و مثبت صرف فاصله بگیرد.
 
 
 
پدر در "رنگ خدا" مرد روستایی زن مرده‌ای است که پسری نابینا با حس و دریافت‌های خاص و یک مادر پیر دارد. نکته ویژه‌تر اینکه هر چند او ازدواج مجدد و آوردن یک زن جدید را ظاهراً برای سر و سامان دادن به خانه و زندگی‌اش می‌خواهد، اما این نیاز پاسخی است به نیاز مردانه او. این گونه است که حضور پسر نابینایش برای او مشکلاتی پیش می‌آورد.
 
 
 
همین تعریف اشاره شده از دریافت‌های ویژه پسر نابینا در واقع محملی است که به نوعی موضع مجیدی را نسبت به نیاز طبیعی پدر مشخص کرده و جنبه‌های جنسی و خودخواهانه انگیزه پدر را مقدم بر دیگر وجوه او قرار می‌دهد. پدری که به نظر می‌آید در حفظ نگاه متعادل نسبت به نیازهای خود و فرزندش دچار مشکل شده است.
 
 
 
 
 
«بچه های آسمان»؛ در جستجوی خوشبختی در خیابان های بالاشهر
 
 
 
«بچه‌های آسمان» ساخته مجید مجیدی محصول سال 1375 است. فیلمی که الگوی اصلی طراحی پدر در آن همان کلیشه آشنا و همیشگی گرداننده چرخ اقتصاد خانواده با همه وجوه مثبت چون عزت‌نفس، ساده‌دلی و ... است. پدری که به واسطه همین تعاریف و بازخورد آن در رفتار با همسر و دو فرزندش، این دو کودک را به کنش و واکنشی نمادین وامی‌دارد.
 
 
 
در واقع این تعریف اولیه هر چند کلیشه‌ای است ولی با عبور از فیلتر بازیگری چون "رضا ناجی" رنگ و بویی طنازانه و دوست داشتنی پیدا کرده و مهمتر اینکه همین قالب کلیشه‌ای، دو فرزند او را به کنش و واکنشی نمادین و خاص و به شدت غیر کلیشه‌ای وامی‌دارد. طراحی و ترکیبی که به نظر استفاده کارکردی از بازی با کلیشه‌هاست.
 
آواز گنجشک ها
 
«آواز گنجشک ها»؛ رنج بیکاری، حس سربلندی از امتحان های زندگی
 
 
 
«آواز گنجشک‌ها» ساخته مجید مجیدی محصول سال 1386 است. فیلمی که با تکیه بر حضور مشترک ناجی به نوعی توانسته تصویر تخت و کلیشه‌ای پدر را در گذر از فیلترهای خاص دچار وجوهی تازه کند. پدر در این فیلم هر چند برای تأمین اقتصاد خانواده به هر ترفندی متوسل می‌شود ولی سویه‌های منفی افراط گرایی موجب رنگامیزی او می‌شود.
 
 
 
کریم، کارگر یک مزرعه نگهداری شترمرغ است که این وجه در شغل یک پدر حاشیه‌نشین تازگی ایجاد کرده و فضای کار و دغدغه‌های اقتصادی او را از زاویه خاص مورد توجه قرار می‌دهد. بعلاوه مجیدی توانسته در وجه مثبت و افراطی تلاش او برای گردش چرخ اقتصاد خانواده به ظرافت‌هایی خاص بپردازد.
 
 
 
در واقع طمع و حرص کریم در مواجه با موقعیتی که در آن قرار می‌گیرد، به نوعی او را بر سر دوراهی انتخاب راه گمراهی و صراط مستقیم قرار می‌دهد. تعلل و تردیدی که او برای انتخاب دچارش می‌شود همان وجهی است که نیت پاک و تعریف شده او برای سیر کردن شکم خانواده‌اش را تعدیل کرده و ظرافت‌هایی به پرداخت این شخصیت می‌دهد.
 
 
 
پرویز پرستویی بازیگر سینما در نمایی از فیلم آژانس شیشه ای به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا
 
 «آژانس شیشه ای»؛ من برای صبرتون فقط یه یاعلی میخوام
 
 
 
«آژانس شیشه‌ای» ساخته ابراهیم حاتمی‌کیا محصول سال 1376 است. فیلم هر چند وجه پدرانه حاج کاظم را به اندازه دیگر وجوه این شخصیت برجسته نمی‌کند اما اهمیت خاص خود را دارد. رابطه این پدر با پسر نوجوانش در واقع آغازگر تصویری از رابطه پدر و فرزندی در قهرمان آشنای فیلم‌های حاتمی‌کیاست که در آثار او به تدریج تکامل پیدا کرده و مورد تحلیل قرار می‌گیرد.
 
 
 
حاج کاظم پسری نوجوان و بسیجی دارد که در دو سکانس کوتاه اما کلیدی حضوری به یادماندنی از این مواجهه را ثبت می‌کند. یکی در ابتدای فیلم که از تصمیم پدر برای فروش خودرو خانواده برای تأمین هزینه عمل جراحی عباس شاکی است و دیالوگ‌های کنایی آنها شکلگیری یک شکاف بین نسل جنگ و فرزندانشان را برجسته می‌کند که بعدتر محور فیلم "به نام پدر" می‌شود.
 
 
 
سکانسی که در بخش‌های انتهایی فیلم پسر چفیه حاج کاظم را از طرف مادر برایش می‌آورد و فضای سرد و خصمانه ابتدایی بدل به کانونی از علامت سوال‌های بی‌جواب پسر از پدر شده، به زیبایی این تقابل را به سوی تعاملی برای بازشناخت پسر از پدر پیش می‌برد که البته قابل تعمیم به نسل جنگ‌ندیده و نسل جنگ است.
 
 
 
موج مرده
 
«موج مرده»؛ کدوممون کم‌فروشی کردیم؟!
 
 
 
 
 
«موج مرده» ساخته ابراهیم حاتمی‌کیا محصول سال 1379 است. فیلمی که در آن رزمنده دیروز در قالب کاراکتری شکست خورده نمی‌تواند از جایگاه پدرانه خود دفاع کند و همان شکاف ایجاد شده در فیلم قبل این بار رابطه او را به عنوان یک سردار قدیم با پسر جوانش به چالش کشیده است.
 
 
 
از همین روست که وقتی از سوی روسا و نظامیان امروز به خاطر عملکرد پسرش برای فرار از مرز مورد پرسش قرار می‌گیرد، جواب کلیدی او موقعیت متزلزلش را برجسته می‌کند (قرار بود ما بجنگیم و شما از خونواده‌هامون مواظبت کنین. کدوممون کم‌فروشی کردیم؟!
 
 
 
تنگتر شدن حلقه فشار بر قهرمان فیلم‌های حاتمی کیا به این دلیل در "موج مرده" برجسته و نمادین‌تر جلوه می‌کند که این بار همسر و فاطمه همیشگی هم به او پشت کرده و او باید به تنهایی جوابگوی پرسش‌هایی بی‌جواب باشد که همگان از او دارند. یک پدر به انتها رسیده در آسیب‌پذیرترین شکل یک قهرمان دیروز.
 
 
 
به نام پدر
 
«به نام پدر»؛ چرا جنگیدیم؟
 
 
 
«به نام پدر» ساخته ابراهیم حاتمی‌کیا محصول سال 1384 است. فیلمی که سه‌گانه وجه پدرانه قهرمان آثار حاتمی‌کیا را تکمیل کرده و به سرانجامی نمادین می‌رساند. این بار رزمنده دیروز در مواجهه با دخترش باید پاسخگوی این پرسش حیاتی باشد که چرا باید این نسل تاوان اندیشه، تفکر و دغدغه‌های نسل پدران خود را پس بدهد؟
 
 
 
این بار یافتن یک پاسخ موجه تنها برای پرسش‌های یک ذهن جوان و بی‌درد و دغدغه مهم نیست، اینها پرسش‌های دختری است که سنخیتی با آرمان‌های گذشته پدر ندارد ولی این تاوان را با قطع یک پای خود می‌پردازد. پس حقی بیش از اینها برای پرسشگری دارد و همین وجه است که قهرمان دیروز را به سوال از خود و در نهایت پرسش از خدایش وامی‌دارد.
 
 
 
سکانسی که پدر بر سر تپه‌ای که خود زمان جنگ مین کاشته مویه می‌کند که چرا باید در این موقعیت قرار بگیرد و پرسش بی‌جواب دخترش را اینبار از جانب خود به خدا می‌گوید، تصویر این قهرمان به آخر خط رسیده هم در سینمای حاتمی‌کیا، هم در سینمای دفاع مقدس و هم در میان پدران سینمای ایران با دغدغه‌های خاص، برجسته می‌شود.
 
 
 
 
 
روسری آبی
 
«روسری آبی»؛ کهنسالی و ترس از تنهایی !
 
 
 
«روسری آبی» ساخته رخشان بنی‌اعتماد محصول سال 1373 است. فیلمی که در آن سویه‌ای از پدر ایرانی بزرگنمایی شده که نگاهی مثبت در پی ندارد. شاید بتوان نگاه بنی‌اعتماد را از جهاتی نقطه مقابل نگاه مجیدی در "رنگ خدا"‌ دانست که البته با تعریف خاص بنی‌اعتماد و نگاه تقدیس‌وار او به مقوله عشق حتی در دوران میانسالی می‌تواند موجه جلوه کند.
 
 
 
پدر "روسری آبی" همه فرزندان خود را به خانه بخت فرستاده و در تنهایی دوران پیری گرفتار عشق دختری روستایی می‌شود که با ظرافت‌هایی تلاش شده وجه غریزی و جنسی این عشق کمرنگ شود. طراحی موقعیت اقتصادی خاص دختر روستایی، تنهایی و بی‌پشتوانگی او و ... کمک می‌کند در این رابطه عاشقانه بیش از هر چیز وجه پدرانه و تکیه‌گاه بودن مرد برای دختر برجسته شود.
 
 
 
در این میان رویکرد دختران مرد به این رابطه و برخورد آنها در کنار تعریفی که بنی‌اعتماد از رابطه دو عاشق ارائه داده به نوعی امتیازات را نصیب عشق خالصانه و بدون چشمداشت آنها می‌کند. رابطه‌ای که در مقاطع مختلف وامدار پشتوانه و وجه پدرانه مرد است.
 
 
 
خون بازی
 
«خون بازی»؛ به دور از تعهد
 
 
 
«خون‌بازی» ساخته رخشان بنی‌اعتماد محصول سال 1385 است. فیلمی که در آن هر چند پدر حضوری حاشیه‌ای دارد ولی با نوع طراحی انجام شده چهره‌ای منفی از وی را به نمایش می‌گذارد. پدری که در زمان قدرت و سرپا بودن شرایط را برای جدایی و ترک زن فراهم کرده و در زمان زمینگیری نیز تصویر مردی نادم از موضع ضعف را ندارد.
 
 
 
با نگاهی عمیقتر حتی اعتیاد و ایجاد زمینه‌های سستی شخصیت در دختر نیز به با توجه به گفتگوهای رد و بدل شده به روابط بی قید و بند پدر بازمی‌گردد. به این ترتیب می‌توان پدر فیلم "خون‌بازی" را نمونه‌ای سیاه و منفی از کاراکتر پدر دانست که البته با توجه به خاستگاه و طبقه مرفه اجتماعی همه تقصیرها به حساب وجوه منفی مال و ثروت اندوزی بازمی‌گردد که چندان مطابق با ظرافت‌های قابل انتظار از نگاه بنی‌اعتماد نیست.
 
 
 
البته نقش پدرانه یا مادرانه در وضعیت‌های گوناگون طبقاتی و فرهنگی می‌‌تواند به خلق موقعیت‌‌های مختلفی منجر شود که عناصر انسانی متضادی را در خود پرورش دهد و تصویری مثبت یا منفی از این جایگاه بیافریند. چه بسا نقش پدر یا مادر بودن در موقعیت‌های خاص، منفی و سیاه باشد و لزوما نمی‌‌توان تفسیری واحد، روشن و مثبت ازاین جایگاه خلق کرد. با این حال در یک تحلیل کلی و مرور اجمالی می توان نقش پدر در آثار نمایشی را به چند دسته عمده تقسیم کرد: پدرمسئول و فداکار، پدر سنتی و مقتدر، پدر رنج کشیده یا مستاصل، پدرمعتاد و بی مسئولیت و پدرتنها و غمگین. اما در پس همه این انواع تصاویر پدرانه، می توان ردپای احترام و اقتدار را در شمایل پدرجستجو کرد.
اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۲۴
آخرین مطالب
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••